ای میانه...

الهی محو گردی از زمانه،ای میانه / تو کردی عاقبت ما را فسانه،ایمیانه

تو چیره گشتی و مغلوب کردی / تمام عالمان این کرانه،ای میانه

 


 ای میانه...

الهی محو گردی از زمانه،ای میانه / تو کردی عاقبت ما را فسانه،ایمیانه

تو چیره گشتی و مغلوب کردی / تمام عالمان این کرانه،ای میانه

گُمانم دوستان مشروط گشتند / و نَبوَد جز تو انگاری بهانه،ای میانه

در آماری که نشر از سازمان است / به منفوران سری؛آنهم سرانه،ای میانه

زنم فریاد و من برخیزم از خواب / چو میبینم تو را در آن میانه،ای میانه

شدی کابوس و روزم تار کردی / زنی این تار با چنگ و چغانه،ای میانه؟

من و مردم ز مردن میهراسیم / قیاست گرچه باشد جاهلانه،ای میانه

ولی صدبار از نیستی موحشتر هستی / و صدها بار از مکر زنانه،ای میانه

شده شایع تو هستی عامل جنگ / به طرز سِرٌی و بس موذیانه،ای میانه

گروه پنج و یک* هستند یکدل / انرژی داری آنهم هستکانه،ای میانه

تو نسلت گویی از چنگیز باشد / که ویران میکنی هر آشیانه،ای میانه

نمی دانم گناهم چیست ای ترک** / که پیچیدی به پایم عامدانه،ای میانه

درآوردی تو پیرم ، آنچنان که / شده ورد زبانم:ای میانه،ای میانه

ز درویشی دلیل فقر پرسم / ز جانش نعره آید آتشانه:ای میانه

شبی لوطی گذشت بابا شمل*** خواند / و بودش ورد لب هم این ترانه:ای میانه

ز طفل شیرخواره خود شنیدم / که میگفت با زبان کودکانه:ای میانه

زبانت گنگ و؛ویرایش،چه گویم؟ / که هم باشد غلط هم ناشیانه،ای میانه

ز کلٌ مبحثت فهم من این بود / که باشد نرخ بهره سالیانه،ای میانه

چه لذت دارد آخر خار گشتن / به چشم و کلیه بر زیر چانه،ای میانه

دمی نرم و کمی شیرین و خوش باش / که فرهادت شوم من عاشقانه،ای میانه

به مستی شهره ی آفاق می باش / بکن مستی ولیکن عاقلانه،ای میانه

غرض پند و نصیحت بود لیکن / ببخشید ار کمی شد شاعرانه،ای میانه

و در آخر کمی آهنگ سازم / دریم دیم دیم دارانه،ای میانه

 



تاريخ : سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392 | 13:30 | نویسنده : accmoqanloo | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید